الشيخ المنتظري
186
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
اگر نيست از بيت المال محسوب مى شوند و مجهول المالك مى باشند و حكم مجهول المالك صدقه است ; يعنى حاكم شرع بايد اين اموال را بين فقرا و ضعفايى كه كشاورزند و مى توانند اين زمين ها را كشت كنند تقسيم كند ، و براى آنها حلال است ، اين حكم خداست كه براى فقرا حلال است اما براى آنهايى كه به زور گرفته اند حلال نخواهد بود و مشمول مرور زمان نمى شود . جاى مصادره اموال همين جاست ، يعنى جايى كه افرادى به مال مردم دست اندازى كرده اند و يا به بيت المال دست اندازى كرده اند و از بيت المال و از نفت كشور برده اند ، همه اينها بايد مصادره شوند و برگردند . اما ثروت كسى كه از راه توليد و تجارت و احياء موات به دست آمده هرچند زياد باشد مصادره آن جايز نيست . به هرحال اين فرمايش حضرت در اين نقل از خطبه كه مى فرمايد : هر مالى را كه عثمان از بيت المال بدون حساب داده باشد برمى گردانم ، اعم از كلامى است كه طبق نقل نهج البلاغه نقل شده و فقط قطايع را مى گويد . اين كه در زمان خلافت حضرت على ( عليه السلام ) معاويه از يك طرف قيام كرد و طلحه و زبير از يك طرف قيام كردند و تندروها كه خوارج بودند از طرف ديگر قيام كردند ، براى اين بود كه حضرت حاضر نبود پايه هاى حكومت خود را با چشم پوشى از گذشته و مماشات محكم كند ، حضرت اهل مجامله و سهل انگارى نبود و مى خواست حق را به حقدار برساند لذا ناراضى زياد مى شد . در حكومت حضرت هميشه جنگ بود ، سه جنگ در زمان حكومت حضرت پيش آمد ; چون عدالت حضرت على به ذائقه ظالمين و ستمگران خوش نمى آمد . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته